بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 20 اسفند 1390

کلیه ترجمه ها در زمینه روانشناسی،سیاسی,ادبی،زمین شناسی،زیست شناسی پذیرفته می شود.
نرخ جاری برای هر صفحه 3000-2500 تومان است که با توجه به پروژه ترجمه تعیین می گردد.
کلیه ترجمه ها در سایر رشته ها بجز موارد مذکور بررسی و در صورت قبول به شما ابلاغ می گردد.
طبقه بندی: سفارش ترجمه متون،
برچسب ها: ترجمه، ترجمه متن، سفارش ترجمه، درخواست ترجمه، ترجمه متون، ترجمه متون ادبی، ترجمه متون روانشناسی، ترجمه متون در زمینه تجارت، ترجمه متون در زمینه روانشناسی، ترجمه متون در زمینه، ترجمه متون در مورد، ترجمه در زمینه های، ترجمه صفحات،
ارسال توسط fazilat
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
با سلام امروز برای شما كتاب تجاوز و بزه دیدگی زنان رو در وبلاگ قرار دادیم این كتاب در مورد بالا رفتن آمار تجاوز نسبت به زنان در جامعه ی امروزی هستش ، این كتاب به صورت فایل اجرایی بر روی سیستم عمل می كنه و نیاز به نصب نداره
تجاوز جنسی پدیده ای است که از گذشته های بسیار دور در بین جوامع مختلف وجود داشته است، اما امروزه این معضل در جوامع گوناگون، در جهت ترویج دو مقوله خشونت و سکس، در سطح بسیار گسترده ای افزایش یافته است ...
طبقه بندی: كتابخانه،
برچسب ها: دانلود، دانلود كتاب، دانلود كتاب تجاوز، دانلود كتاب تجاوز و بزه دیدگی زنان، دانلود كتاب در مورد بزه دیدگی زنان، دانلود كتاب تجاوز و بزه دیدگی زنان با آمار، دانلود كتاب درباره ی بزه دیدگی زنان،
تجاوز جنسی پدیده ای است که از گذشته های بسیار دور در بین جوامع مختلف وجود داشته است، اما امروزه این معضل در جوامع گوناگون، در جهت ترویج دو مقوله خشونت و سکس، در سطح بسیار گسترده ای افزایش یافته است ...
طبقه بندی: كتابخانه،
برچسب ها: دانلود، دانلود كتاب، دانلود كتاب تجاوز، دانلود كتاب تجاوز و بزه دیدگی زنان، دانلود كتاب در مورد بزه دیدگی زنان، دانلود كتاب تجاوز و بزه دیدگی زنان با آمار، دانلود كتاب درباره ی بزه دیدگی زنان،
ارسال توسط ایمان جاتی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1391
سلام ، اگه لینكهای وبلاگ خراب و یا به جای فایل دانلود سایت های تبلیغاتی رو باز می كنند از شما عذر خواهی می كنم ، این مشكل به خاطر سایت های آپلود فایل هستش كه دائمی نیستند و بعد از چند مدت دچار مشكل میشن
ارسال توسط ایمان جاتی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 29 اسفند 1390
نوروز و بهار در شعر فارسی
در ایامی که بهار به کوی و برزن آمده و طبیعت زنده شده و زیبایی های
خود را به رخ می کشد، می توان دقایقی را به سیرو سیاحت در گلزار ادبیات ایران پرداخت و چه مناسبتی بهتر از نوروز! شاید در ادبیات کمتر کشوری به اندازه ایران آمیختگی شعر و ادبیات با سنت های کهن وجود داشته باشد. شاعران بزرگ و مفاخر گنجینه های ادبیات این سرزمین به فراخور حال در اشعار خود از نوروز یاد کرده اند و هر یک از منظری دلنشین و متفاوت به آن پرداخته اند. تعدد و تنوع این اشعار و نیز محتوا و مضامین بکر آن به اندازه ای است که فراهم آوردن همه آنها در یک جا ممکن نیست. پس، مجموعه کوچکی از شعر شاعران ایران زمین در باره نوروز و بهار را تقدیمتان می کنیم؛
در ایامی که بهار به کوی و برزن آمده و طبیعت زنده شده و زیبایی های
خود را به رخ می کشد، می توان دقایقی را به سیرو سیاحت در گلزار ادبیات ایران پرداخت و چه مناسبتی بهتر از نوروز! شاید در ادبیات کمتر کشوری به اندازه ایران آمیختگی شعر و ادبیات با سنت های کهن وجود داشته باشد. شاعران بزرگ و مفاخر گنجینه های ادبیات این سرزمین به فراخور حال در اشعار خود از نوروز یاد کرده اند و هر یک از منظری دلنشین و متفاوت به آن پرداخته اند. تعدد و تنوع این اشعار و نیز محتوا و مضامین بکر آن به اندازه ای است که فراهم آوردن همه آنها در یک جا ممکن نیست. پس، مجموعه کوچکی از شعر شاعران ایران زمین در باره نوروز و بهار را تقدیمتان می کنیم؛
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرود از یادت
حافظ شیرازی
***
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
....
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
سعدی شیرازی
***
وان مواعید که کردی مرود از یادت
حافظ شیرازی
***
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه میکند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
....
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
سعدی شیرازی
***
ادامه مطلب
طبقه بندی: شعر نایاب،
برچسب ها: نوروز و بهار در شعر فارسی، نوروز، نوروز در شعر، شعر در مورد، شعر در مورد نوروز، شعر در مورد نوروز از زبان شاعران بزرگ ایران، نوروز در ادبیات فارسی، كلمه ی نوروز در شعر شاعران ایران، شعر در مورد نوروز باستانی،
ارسال توسط ایمان جاتی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 29 اسفند 1390
افسانه عمونوروز و حاجی فیروز
عمونوروز و حاجی فیروز اصلا فرعی نیستند، خیلی هم اصلی اند. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند...
عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد، حالا شاه یا هر کس دیگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است، معمولا زن و زمین یکی هستند.
الهه که عاشق شاه است، او را انتخاب می کند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند دیدار زن و عمو نوروز اتفاق نمی افتد.
زن هیچوقت در زمان عمو نوروز بیدار نیست، آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر، و این سفر همیشه ادامه دارد. اما داستان حاجی فیروز بسیار جدی تر و مهم تر است. حدس زده می شود که سیاهی صورت حاجی فیروز باید مربوط به بازگشت او از دنیای مردگان باشد.
ظاهرا داستان از این قرار است که “ایشتر” که همان الهه تموز است شاه دوموزی- را برمی گزیند یک روز الهه به زیرزمین می رود و با ورود الهه به زیرزمین، در روی زمین باروری متوقف میشود. نه دیگر درختی سبز می شود و نه دیگر گیاهی هست.
خدایان که از ایستایی جهان ناراحت بودند، برای پیدا کردن راه حل جلسه میکنند و قرار میشود که نیمی از سال را «دوموزی» به زیر زمین برود و نیم دیگر سال را خواهر دوموزی که «گشتی ننه» نام دارد، به جای برادر به زیرزمین برود وقتی دوموزی به روی زمین می آید، بهار میشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دلیل آمدن اوست. وقتی دوموزی را به زیرزمین میفرستند، لباس قرمز تنش میکنند و دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند و این یعنی خود حاجی فیروز. صورت سیاهش هم مربوط به بازگشت از دنیای مردگان است و این شادمانی ها برای بازگشت دوموزی از زیرزمین است. همه می دانیم حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم.
عمونوروز و حاجی فیروز اصلا فرعی نیستند، خیلی هم اصلی اند. داستان عمو نوروز، داستانی عاشقانه است. عمو نوروز منتظر زنی است. آنها می خواهند با هم ازدواج کنند...
عمو نوروز نماد کسی است که برکت می دهد، حالا شاه یا هر کس دیگر و آن زن هم منتظر عمو نوروز است. معمولا زن همیشه با زمین هم هویت است، جز در بعضی از اساطیر مصری که زمینش مذکر است، معمولا زن و زمین یکی هستند.
الهه که عاشق شاه است، او را انتخاب می کند و آن زن عاشق (سال) هم عمو نوروز را برمی گزیند دیدار زن و عمو نوروز اتفاق نمی افتد.
زن هیچوقت در زمان عمو نوروز بیدار نیست، آن قدر خانه را روفته و روبیده و کار کرده که خوابش برده. زن صاحب خانه است و مرد مسافر، و این سفر همیشه ادامه دارد. اما داستان حاجی فیروز بسیار جدی تر و مهم تر است. حدس زده می شود که سیاهی صورت حاجی فیروز باید مربوط به بازگشت او از دنیای مردگان باشد.
ظاهرا داستان از این قرار است که “ایشتر” که همان الهه تموز است شاه دوموزی- را برمی گزیند یک روز الهه به زیرزمین می رود و با ورود الهه به زیرزمین، در روی زمین باروری متوقف میشود. نه دیگر درختی سبز می شود و نه دیگر گیاهی هست.
خدایان که از ایستایی جهان ناراحت بودند، برای پیدا کردن راه حل جلسه میکنند و قرار میشود که نیمی از سال را «دوموزی» به زیر زمین برود و نیم دیگر سال را خواهر دوموزی که «گشتی ننه» نام دارد، به جای برادر به زیرزمین برود وقتی دوموزی به روی زمین می آید، بهار میشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دلیل آمدن اوست. وقتی دوموزی را به زیرزمین میفرستند، لباس قرمز تنش میکنند و دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند و این یعنی خود حاجی فیروز. صورت سیاهش هم مربوط به بازگشت از دنیای مردگان است و این شادمانی ها برای بازگشت دوموزی از زیرزمین است. همه می دانیم حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه،
برچسب ها: افسانه عمو نوروز و حاجی فیروز، عمو نوروز، حاجی فیروز، افسانه، نوروز، داستان، مطلب جالب و آموزنده، افسانه های ایرانی،
ارسال توسط ایمان جاتی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 اسفند 1390
چکیده
ادامه مطلب
طبقه بندی: نمونه ترجمه،
برچسب ها: نمونه ترجمه، نمونه ترجمه برای سفارش ترجمه، ترجمه های نمونه، نمونه ای از ترجمه ی متون توسط مترجم، ترجمه، ترجمه صفحات، ترجمه مطالب شما،
در این اثر نقش درخت زندگی
و موجودات پیرآمون آن در هنر ایران باستان و میزان تاثیرات آن بر روی دوره
های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است . درخت بر حسب اسطوره ها نماد واقعیت
مطلق به عنوان معیار و نقطه ثابت و نگاه دارنده ی عالم است و سرچشمه¬ی
زندگانی و قداست را در خود دارد و از این لحاظ، در مرکز عالم واقع است.
راهی که به این درخت می¬رسد، چه درخت زندگی باشد چه درخت کیهانی و چه درخت
معرفت و خرد و شناخت خیر و شر، راهی دشوار است و معمولا ، محافظا ن و
موجوداتی از آن نگاهبانی و پاسداری می¬کنند و رسیدن به آن، جز از طریق
مبارزه با این محافظان امکان پذیر نیست. تصویر نمودن نقش درخت زندگی بر
روی آثار گوناگون هنری ایران می تواند دلیلی بر اهمیت این نقش و عقاید و
باورهای خاص ایرانیان باشدکه از دیر باز آغاز کردیده و تا دوران ساسانی
ادامه یافته، این نقش مایه دار مفاهیم عمیق و ارزشمند است و به همین دلیل
آن را بر روی آثار گوناگون و اشکال متنوع می توان مشاهده کرد. این پژوهش
سعی دارد تا وجه نمادین و تقدسی این نقش زیبا را مورد بررسی قرار دهد. و به
این نتیجه می رسیم که نقش درخت زندگی به نوعی بیانگر صورتی از یک نظام
اعتقادی و فکری است که در گذر زمان فرسوده نشده، یلکه به حیاط خود ادامه
داده و کار کردهای کهن خویش را در جامعهای همگون با گذشته حفظ میکند و
محتوای غنی آن به همراه ابعاد معنوی و مادی انسانها در قالب آیین و هنر
تجلی می کند.
کلید واژه ها: نقش، درخت زندگی، موجودات، هنر ایران باستان
کلید واژه ها: نقش، درخت زندگی، موجودات، هنر ایران باستان
ادامه مطلب
طبقه بندی: نمونه ترجمه،
برچسب ها: نمونه ترجمه، نمونه ترجمه برای سفارش ترجمه، ترجمه های نمونه، نمونه ای از ترجمه ی متون توسط مترجم، ترجمه، ترجمه صفحات، ترجمه مطالب شما،
ارسال توسط ایمان جاتی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن 1390
زاهـــــدا ! من که خرابــــــاتی و مستم،بــه تــو چــــه؟
ســـاغر و بـــاده بــود بـــر ســر دسـتم، بــه تــو چــــه؟
تــــو اگـر گوشه ی محراب نشستی،صنمی گفت چرا؟
من اگـــر گـــوشه ی میخــــانه نشستم، بــه تــو چــه؟
آتـــــش دوزخ اگـــــــر قـــصد تــــو و مــــا بــکــــند …
ســـاغر و بـــاده بــود بـــر ســر دسـتم، بــه تــو چــــه؟
تــــو اگـر گوشه ی محراب نشستی،صنمی گفت چرا؟
من اگـــر گـــوشه ی میخــــانه نشستم، بــه تــو چــه؟
آتـــــش دوزخ اگـــــــر قـــصد تــــو و مــــا بــکــــند …
تـو که خشکی چه به من؟من که تر هستم به تو چه؟
طبقه بندی: شعر نایاب،
برچسب ها: شعر در مورد مربوط نبودن كار شما به دیگران، شعر در مورد زاهد، شعر در مورد اعمال افراد و مربوط نبودن به دیگران، زاهدا!من که خراباتی و مستم، تو که خشکی چه به من؟من که تر هستم به تو چه؟، ساغر و باده بود بر سر دستم، شعر نایاب، شعر، شعر در مورد، در مورد،
ارسال توسط ایمان جاتی
آخرین مطالب
تبلیغات 


